تبليغاتX
خامنه ای رهبر خوبان

خامنه ای رهبر خوبان

گزارش تصويري // نماز عید سعید فطر به امامت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

سلام

این پست رو فقط به خاطر کسایی که نظر دادن و خواستن که مطلب بذارم، گذاشتم


منبع: www.snn.ir


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 11:50  توسط سرباز امام  | 

ولادت زیباترین، بااخلاق ترین، داناترین و رشیدترین جوان تاریخ مبارک

وقتی با جوانان هستم و در محیط جوان قرار دارم، احساس من
مثل احساس کسی است که در هوای صبحگاه تنفس می‌کند؛ احساس تازگی و طراوت می‌کنم.    (مقام معظم رهبری)

خواهی که ببینی رخ پیغمبر را
بنگر رخ زیبای علی اکبر را
در منطق و خلق و خوی او می بینی
با دیده ی جان محمدی دیگر را
*میلاد شبیه ترین آینه ی پیغمبری مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 10:54  توسط سرباز امام  | 

ولادت امام حسین(ع) و حضرت عباس گرامی باد

حسین سلطان عشق/عباس ساقی عشق/زینب شاهد عشق و سجاد راوی عشق. کاروان عشق در راه است و خود عشق نیمه شعبان خواهد آمد

فرزند دلیر حیدر آمد

عباس امیر لشکر آمد

می خواست نشان دهد ادب را

یک روز پی از برادر آمد

 

منبع: تبیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 10:52  توسط سرباز امام  | 

سالروز آغاز ولایت مقام معظم رهبری گرامی باد (با تاخیر)

سال 68 برخی افراد به آقای بهجت گفتند:
آقای خامنه ای برای رهبر شدن جوان است
ایشان فرمودند:
«همان یکبار که گفتند علی (ع) جوان است برای هفت پشتمان کافیست.»

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 13:43  توسط سرباز امام  | 

!!!هشدار!!! ظهور نزدیک است

حسین شریعتمداری در واکنش به پخش مستندی با نام «ظهور نزدیک است»، یادداشتی را در روزنامه کیهان منتشر کرد.

به گزارش «تابناک»، متن این یادداشت به شرح زیر است:

اين روزها، تهيه يك فيلم به اصطلاح مستند با نام «ظهور نزديك است» و توزيع رايگان و گسترده آن در سطح كشور ـ سي دي ـ به يكي از مسائل بحث انگيز تبديل شده است.

اين فيلم كه دست اندركاران تهيه و توليد آن كوشيده اند، نام و نشان و رد پاي مشخصي از خود باقي نگذارند ـ و البته كيهان از هويت و انگيزه آنان با خبر است ـ از يك سو با مخالفت شديد و هشدار مراجع عظام تقليد و عالمان و كارشناسان برجسته ديني روبه رو شده و از سوي ديگر، زمينه اي براي سوءاستفاده دشمنان فراهم آورده است.

در پي پخش گسترده سي دي هاي اين فيلم، مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم در يك نشست علمي تخصصي و با حضور اساتيد برجسته، از جمله حضرت آيت الله طبسي به نقد مستند و عالمانه آن پرداخته و نشان داده است، تهيه كنندگان اين فيلم به اصطلاح مستند تا چه اندازه از آموزه هاي اسلامي دور و بي خبر ـ و يا با خبر و خداي نخواسته فتنه گر ـ بوده اند.

اين مركز تخصصي در حوزه علميه قم، هرچند مانند تهيه كنندگان «ظهور نزديك است» بودجه هاي كلان و بي حساب و كتاب در اختيار ندارد، اميد است سي دي نشست تخصصي مورد اشاره را در همان اندازه بضاعت خود كه مي دانيم اندك است، تكثير كرده و توزيع كند، تا خيل عظيم حزب الله كه به رغم تهي دستي، هيچ گاه آبروي فقر و قناعت را نبرده اند، بازتوليد و توزيع بعدي آن را با بضاعت نفر به نفر خود بر عهده بگيرند.

اين يادداشت، اما نگاه ديگري به ماجرا دارد و هر چند ترجيح مي دهد انگيزه تهيه كنندگان فيلم «ظهور نزديك است» را دغدغه امام زماني (عج) آنها و «شوق ظهور» تلقي كند ولي برخي از شواهد موجود، نه تنها جايي براي خوش بيني باقي نمي گذارد، بلكه متأسفانه، اين احتمال را قوت مي بخشد كه فيلم ياد شده يك ترفند تبليغاتي است و با هدف زمينه سازي انتخاباتي براي يك جريان منحرف سياسي توليد و توزيع شده است.

جريان مرموز و مشكوكي كه چندان ناشناخته نيست و در سال هاي اخير، بارها از نام مبارك مراد غايبمان، حضرت بقيه الله الاعظم ـ ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ـ سوء استفاده كرده و مي كند و در اين باره گفتني هايي هست:

1 ـ از حضرت امير ـ عليه السلام ـ است كه «باطل از هر چيز ديگري به حق شبيه تر است» و اساساً اگر حق و باطل همان گونه كه هستند، ارایه مي شدند، هيچ كس به اشتباه دچار نمي شد، ولي به قول حضرت(ع)، فتنه انگيزان، اندكي از حق و بخشي از باطل را درهم مي آميزند و چنين است كه بدعت ها را شكل مي دهند، فتنه ها بر پا مي كنند و نهايتاً گمراهي مي آفرينند. (خطبه 50 نهج البلاغه)

در سي دي «ظهور نزديك است»، نمونه هاي فراواني از اين گونه آميختگي حق و باطل به چشم مي خورد كه با توجه به نوع اين آميختگي ها، به سختي مي توان احتمال تصادفي بودن آنها را باور كرد!

2 ـ با توجه به نكته مورد اشاره، در پي آن نيستيم كه همه آنچه در سي دي ياد شده آمده است، نفي كنيم، بلكه سخن از آميختگي حق و باطل در ميان است و فتنه و بدعتي كه اين آميختگي مي تواند در پي داشته باشد؛ برای نمونه، در اين باره كه آيا «ظهور نزديك است»؟ بايد گفت؛ بنا بر آموزه هاي اصيل اسلامي، منتظران امام عصر ـ ارواحنا له الفداء ـ نه تنها در فلان سال و فلان دوره، بلكه هر صبح و شام ـ صباحاً و مسائاً ـ در انتظار ظهورند و منتظر واقعي و راستين بايد كه از همه آلودگي ها، گناهان و دلبستگي هاي اين جهاني دور بوده و هر صبح و شام، ظهور حضرتش را چشم به راه باشد.

بنابراين، سخن درباره نزديكي ظهور نيست كه آرزوي همگان است، بلكه بنا به دلايل بسيار روشن ديني و عقلي تعيين وقت ظهور ـ توقيت ـ و نيز انطباق شخصيت هاي ياد شده در احاديث و روايات با شخصيت هاي حاضر در هر عصر و زمان، منع شده است، نه آن كه چنين آرزو و احتمالي در ميان نباشد، مگر نه اين كه همه مردم ايران و شيعيان جهان از ژرفاي دل آرزو مي كردند و بر اين باور بودند و بوديم كه حضرت امام راحل(ره) پرچم انقلاب را به دست صاحب اصلي آن مي سپارند و پس از رحلت ايشان در اين آرزو به سر مي بريم و با تمام وجود از خداي مهربان مي خواهيم كه اين مهم به دست مبارك رهبر معظم انقلاب به انجام برسد.

3 ـ گفتني است، در تاريخ نه يك بار و دو بار، بلكه بارها اتفاق افتاده است كه برخي از شخصيت ها را با شخصيت هايي كه از آنها در احاديث و روايات به عنوان شخصيت هاي زمان ظهور ياد شده است، انطباق داده اند و اين انطباق دادن ها براي جهان اسلام و عالم تشيع بي هزينه و خالي از آسيب نيز نبوده است. به عنوان يك نمونه نزديك، در سال هاي اوليه جنگ تحميلي از برادر عزيزمان سردار رحيم صفوي با عنوان شعيب بن صالح و يكي از سرداران سپاه امام زمان ـ ارواحنا له الفداء ـ ياد مي كردند و مدتي بعد، آيت الله هاشمي رفسنجاني را شعيب بن صالح ناميدند و... درباره «سفياني»، «سيد يمني»، «دجال» و برخي ديگر از شخصيت هاي زمان ظهور نيز نمونه هايي از اين دست را مي توان در تاريخ مكتوب ـ و نه حتي شفاهي ـ ملاحظه كرد.

نمونه هايي كه در زمان خود، باورهاي كاذبي را در برخي از اذهان شكل دادند و بعضاً نيز بي آسيب نبوده اند.

4 ـ تهيه كنندگان سي دي موسوم به «ظهور نزديك است»، بيشترين تلاش خود را به انطباق شخصيت «شعيب بن صالح» با آقاي دكتر احمدي نژاد اختصاص داده اند كه صرفنظر از شخصيت مردمي و قابل احترام آقاي احمدي نژاد بايد گفت:

الف) بررسي ها و تحقيقات مستند اسلام شناسان و عالمان برجسته ديني نشان مي دهد در مجموعه احاديث و روايات، فقط هفده حديث درباره «شعيب بن صالح» نقل شده است كه غير از سه روايت، بقيه از طريق علماي عامه و اهل سنت روايت شده. و از سه حديثي كه راويان شيعه نقل كرده اند، دو حديث، فاقد رجال معتبر و اهل ثقه است و تنها يك حديث كه از حضرت امام رضا ـ عليه السلام ـ نقل شده مورد پذيرش قرار گرفته كه در آن روايت نيز فقط به نام شعيب بن صالح و اين كه از ياران حضرت امام زمان ـ ارواحنا له الفداء ـ و از طايفه «بني تميم» است، اشاره شده و ديگر هيچ! (از تحقيقات مستند مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم با ذكر اسناد مربوطه). اكنون بايد پرسيد ويژگي هایي را كه تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» به شعيب بن صالح نسبت داده و آن را در انطباق با آقاي احمدي نژاد مي دانند، از كجا آورده اند؟!

ب) بر فرض كه آنچه در روايات غيرمعتبر درباره خصوصيات شعيب بن صالح آمده است، صحت داشته باشد! در اين حالت، پرسش بعدي آن است كه چه رابطه و مشابهتي ميان ويژگي هاي «شعيب بن صالح» و «آقاي احمدي نژاد» وجود دارد؟

تهيه كنندگان فيلم به اصطلاح مستند «ظهور نزديك است» براي انطباق اين خصوصيات به استدلال هاي دم دستي و متأسفانه، بي پايه ای متمسك شده اند؛ برای نمونه، مي گويند در روايات ـ همان روايات كه شرح آن گذشت ـ آمده است كه شعيب بن صالح، يك فرمانده نظامي است و براي انطباق اين ويژگي با آقاي دكتر احمدي نژاد، استدلال مي كنند كه ايشان هم در جنگ تحميلي حضور فعال داشته است! و يا وقتي در روايات مورد اشاره، شعيب بن صالح را با دكتر احمدي نژاد همنام نمي بينند، به اين تفسير من درآوردي متوسل مي شوند كه «شعيب» در لغت، مصغر ـ كوچك شده ـ كلمه «شعب» است و شعب به معني مردم و خلق است و از آنجا كه آقاي احمدي نژاد يك رئيس جمهور مردمي است؛ بنابراين، بايد همان شعيب بن صالح باشد! اين تفسير به رأي در حالي است كه حتي در تفسير آيات شريف قرآن نيز، ظاهر آيه، «سنديت» و «حجيت» دارد و كسي نمي تواند مفهوم و تفسيري را به آن نسبت بدهد كه باظاهر آيه، مغايرت داشته باشد.

بنابراين اگر مقصود از شعيب بن صالح، همان آقاي احمدي نژاد بود بايد نام ايشان در روايت مي آمد و حال آنكه نام آقاي احمدي نژاد «محمود» است و نام پدر مرحوم ايشان نيز «صالح» نبوده است.

مطابق فرمول من درآوردي تهيه كنندگان سي دي ياد شده مي توان گفت، «سيد» در لغت به معني «آقا» است. آيا با اين حساب مي توان نتيجه گرفت كه مثلاً «سيد يمني» ذكر شده در روايات ظهور، مي تواند «سيد» به معناي «از نسل رسول خدا(ص)» نباشد؟!... و قس عليهذا... اين چه نوع استدلالي است؟!

گفتني است، در روايات ظهور نام خاص «سيد خراساني» و «سيد يمني» نيامده است و تنها به اين كه آن دو بزرگوار از نسل رسول خدا(ص) ـ سيد ـ و از اهالي «خراسان» و «يمن» هستند اشاره شده و اين دو فقره با «شعيب بن صالح» كه نام ايشان آمده است- البته براساس همان روايات كه به آن اشاره شد- متفاوت است.

5 ـ در سي دي «ظهور نزديك است» با همان استدلال كذايي از «ملك عبدالله» پادشاه اردن به عنوان «سفياني» ياد شده است كه دشمن قهار حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا له الفداء ـ است و مطابق روايات معتبر اساساً براي جنگ با آن حضرت خروج مي كند.

خب! حالا بايد از تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» پرسيد؛ در كجاي روايات آمده است كه «شعيب بن صالح» از «سفياني» براي حضور در جشن هاي نوروزي دعوت مي كند؟! مگر قرار نيست شعيب بن صالح، فرمانده يا يكي از فرماندهان سپاه حضرت ولي عصر(عج) باشد بنابراين بايد با «سفياني» سر جنگ و ستيز داشته و او را يكي از اصلي ترين دشمنان حضرت بداند، پس چرا با اين دشمن خوني حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا له الفداء ـ نرد دوستي مي بازد و از وي به عنوان ميهمان و براي حضور محترمانه در ايران اسلامي دعوت به عمل مي آورد؟!

با پوزش از برادر عزيزمان جناب آقاي احمدي نژاد و صرفا از باب مزاح، بايد گفت، ظاهرا «سفياني» سي دي ياد شده بيشتر از شعيب بن صالح مورد اشاره در همان سي دي، به رواياتي كه در سي دي آمده است، اعتقاد دارد كه ـ به قول آقاي احمدي نژاد ـ اولا؛ دعوت شعيب بن صالح را نمي پذيرد! و ثانيا؛ به وزير خارجه و رئيس مجلس حكومت خود دستور مي دهد كه عليه جمهوري اسلامي ايران و رئيس دولت آن موضع گرفته و بد و بيراه بگويند!

6 ـ تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» دست به اقداماتي زده اند كه نشان مي دهد اين فيلم را با اغراض خاص و آلوده اي تهيه كرده اند. از جمله ـ و تنها يكي از آن نمونه ها  ـ حذف بخشي از كلام رهبر معظم انقلاب است. آنها در سي دي مورد اشاره براي اثبات نظر خود از كلام حضرت آقا مايه گذاشته و به نقل از ايشان آورده اند؛ «من با اطمينان كامل مي گويم، تحقق وعده الهي در راه است» و حال آن كه رهبر معظم انقلاب بعد از اشاره به بيداري جهان اسلام مي فرمايند؛

«من با اطمينان كامل مي گويم اين هنوز آغاز راه است و تحقق كامل وعده الهي يعني پيروزي حق بر باطل و بازسازي امت اسلامي در راه است. نشانه اين وعده تخلف ناپذير در نخستين و مهم ترين مرحله، پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و بناي بلند آوازه نظام اسلامي بود. احساس هويت و تشخص در اقليت هاي مسلمان در بيشتر كشورهاي غربي همه و همه نشانه هاي آشكار پيروزي اسلام در هماورد با دشمنان يعني در قرن 51 هجري است، ملت هاي مسلمان هنوز گردنه هاي دشواري پيش روي دارند».

همان گونه كه مي بینيد، تهيه كنندگان سي دي ياد شده، بخش هايي از كلام رهبر معظم انقلاب را حذف كرده اند تا بتوانند از بخش تحريف شده، براي اثبات منظور خود استفاده كنند. توجه كنيد آقا تأكيد مي كنند كه «اين هنوز آغاز راه است» و مي فرمايند «ملت هاي مسلمان هنوز گردنه هاي دشواري پيش روي دارند»و اين همه در همان پاراگراف از بيانات ايشان آمده است.

اكنون بايد گفت كه آيا مي توان تحريف سخنان رهبر معظم انقلاب را ـ كه در همان سي دي از ايشان با عنوان «سيد خراساني» ياد شده است ـ اقدامي برخاسته از شوق ظهور و عشق به حضرت بقيه الله الاعظم(عج) دانست؟! و آيا نبايد اين اقدام و اقدامات مشابه ديگري از اين دست را نشانه سوءنيت تهيه كنندگان و ترويج كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» تلقي كرد؟!

7 ـ اشاره كرديم كه در 23 سال گذشته، از برخي شخصيت ها به عنوان «شعيب بن صالح» ياد شده بود، از جمله آيت الله هاشمي رفسنجاني، سردار رحيم صفوي و... البته هيچ يك از كساني كه بر اين باورها بودند مانند تهيه كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» براي اثبات نظر خود به توليد فيلم و توزيع گسترده آن در سطح كشور دست نزدند، بلكه تنها حدس و گمان خود را در محافل خصوصي مطرح مي كردند و بديهي است كه نمي توان انطباق دهي آنان را ناشي از سوءنيت دانست و اگر چنين بود و قصد و غرض خاصي را دنبال مي كردند، به تهيه فيلم و آسمان ريسمان كردن هاي آنچناني روي مي آوردند.

و اما، به عنوان يك نمونه، فرض كنيد آنهايي كه آيت الله هاشمي را با توجه به مواضع آن دوران ايشان، شعيب بن صالح مي دانستند براي اثبات نظر خود فيلم و سي دي تهيه كرده و در سطح گسترده اي پخش مي كردند و باز هم فرض كنيد ـ بر فرض محال ـ هيچ كس هم به آن اعتراض نمي كرد. و نتيجه آن كه آيت الله هاشمي رفسنجاني در اذهان عمومي با عنوان شعيب بن صالح يعني يكي از فرماندهان سپاه حضرت حجت ـ روحي له الفداء ـ تلقي مي شد. خب! با اين حساب مي توانيد حدس بزنيد كه در جريان فتنه 88 چه اتفاقي مي افتاد؟! آيا كساني كه باور كرده بودند آقاي رفسنجاني شعيب بن صالح است، نظر و ديدگاه ـ متأسفانه غيرقابل قبول ايشان ـ را نظر و ديدگاه حضرت صاحب الزمان(عج) تلقي نمي كردند؟!... بگذريم كه... .

8 ـ با توجه به هويت تهيه كنندگان و توزيع كنندگان سي دي «ظهور نزديك است» كه شواهد و قرائن فراواني از وابستگي آنها به «حلقه حاشيه ساز دولت» حكايت مي كند و نيز، با توجه به نكته اي كه در بند 7 آمده است و سابقه شناخته شده اي كه حلقه ياد شده دارد، به نظر مي رسد فيلم «ظهور نزديك است» يك ترفند سياسي است كه با هدف تبليغات انتخاباتي براي يك جريان انحرافي تهيه و در سطح گسترده اي توزيع شده است و تهيه كنندگان سي دي كه از بي اعتمادي مردم نسبت به خود باخبرند، قصد داشته اند با توزيع گسترده آن ابتدا آقاي دكتر احمدي نژاد را در اذهان عمومي همان «شعيب بن صالح» معرفي كنند و بعد در دوران انتخابات مجلس، رياست جمهوري و يا... با استناد به اين كه از افراد نزديك به آقاي احمدي نژاد و مورد وثوق و اطمينان ايشان هستند، ليست نامزدهاي مورد قبول خود براي مجلس و يا نامزد رياست جمهوري مورد نظر خود را، نامزد و نامزدهاي مورد تأييد حضرت بقيه الله الاعظم ـ ارواحنا له الفداء ـ جا بزنند!

خوشبختانه ديروز حجت الاسلام والمسلمين آقاتهراني، نماينده مجلس شوراي اسلامي از مخالفت آقاي دكتر احمدي نژاد با معرفي ايشان به عنوان شعيب بن صالح خبر دادند كه از رئيس جمهور محترم جز اين نيز انتظاري نمي رفت.

و سرانجام اين كه بر پایه آموزه هاي غيرقابل ترديد و مستحكم اسلامي و به ویژه دستور صريح و مكتوب ـ توقيع شريف ـ حضرت صاحب الامر ارواحنا له الفداء، وروديه آن حضرت در دوران غيبت كبري، ولي فقيه است و مردم ايران با لطف و عنايت خداي مهربان نشان داده اند كه در همه حال چشم دل و گوش جان به رهنمودهاي آن بزرگوار دارند و همه جا از او به يك اشاره بوده است و از مردم به سر دويدن، از اين روي مدعيان دروغين ارتباط با امام زمان(عج)، را به هيچ نمي انگارند. مردم مسلمان ايران و امروزه، همه ملت هاي مسلمان نه فقط به فراست و ديانت بلكه به تجربه نيز دريافته اند كه تنها در ركاب ولي فقيه از بد حادثه و ترفندهاي شيطاني در امانند... .

منبع:http://www.tabnak.ir

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 10:0  توسط سرباز امام  | 

شرح حدیث / راه‌های جلوگیری از تسلط شیطان

 

شرح حدیثی از حضرت امام جعفرصادق علیه‌السلام توسط حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ابتدای جلسه درس خارج فقه ِ بیست و ششم دی‌ماه 89 (یازدهم صفر 1432).
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif
«قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَاعِظٌ مِنْ قَلْبِهِ وَ زَاجِرٌ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ قَرِينٌ مُرْشِدٌ اسْتَمْكَنَ عَدُوَّهُ مِنْ عُنُقِه»
شافی، صفحه‌ى 652
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif
فى الفقيه، عن الصّادق (عليه‌السّلام) [حضرت امام جعفر صادق علیه‌السّلام فرمودند]: «من لم يكن له واعظ من قلبه و زاجر من نفسه و لم يكن له قرين مرشد استمكن عدوّه من عنقه». اولين چيزى كه موجب ميشود كه انسان بتواند در مقابل دشمنش - كه مراد، شيطان است - ايستادگى كند و مانع بشود از تصرف دشمن و تسلط دشمن، [این است كه:] «واعظ من قلبه»؛ از قلب خود واعظى براى خود داشته باشد. قلب متذكر بيدار، انسان را نصيحت ميكند، موعظه ميكند. يكى از بهترين وسائلِ اينكه انسان قلب را وادار كند به موعظه‌ى خود و فعال كند در موعظه‌ى خود، همين دعاهاست، دعاهاى مأثور - صحيفه‌ى سجاديه و ساير دعاها - و سحرخيزى؛ اينها دل انسان را به عنوان يك ناصح براى انسان قرار ميدهد. اول اين است: «واعظ من قلبه».

[دوم اینكه:] «و زاجر من نفسه»؛ از درونِ خود يك زجركننده‌اى، منع‌كننده‌اى، هشداردهنده‌اى داشته باشد. اگر اين دو تا نبود، «و لم يكن له قرين مرشد»، يك دوستى، همراهى كه او را ارشاد كند، به او كمك كند، راهنمائى كند، اين را هم نداشته باشد - كه اين، سومى است - كه اگر چنانچه از درون، انسان نتوانست خودش را هدايت كند و مهار نفسِ خودش را در دست بگيرد، [باید] دوستى داشته باشد، همراهى داشته باشد، همينى كه فرمودند: «من يذكّركم اللَّه رؤيته»، كه ديدار او شما را به ياد خدا بيندازد؛ اگر اين هم نبود، «استمكن عدوّه من عنقه»؛ خود را در مقابل دشمنِ خود مطيع كرده است؛ دشمنِ خود را مسلط كرده است بر خود و بر گردن خود، كه سوار بشود. كه [منظور از] دشمن، همان شيطان است. اينها لازم است. از درون خود، انسان، خود را نصيحت كند. بهترين نصحيت كننده‌ى انسان، خود انسان است؛ چون از خودش انسان گله‌مند نميشود. هر كسى انسان را نصيحت كند، اگر قدرى لحن او تند باشد، انسان از او گله‌مند ميشود؛ اما خود انسان، خودش را نصيحت كند؛ دشنام بدهد به خودش، ملامت كند، سرزنش كند خودش را؛ اينها خيلى مؤثر است. موعظه كند، زجر كند. در كنار اينها، يا به جاى اينها اگر نبود، آن وقت دوست، رفيق، كه دستگيرى كند انسان را.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 11:44  توسط سرباز امام  | 

رهبر انقلاب از بازگشت امام(ره) به ایران می‌گویند

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال 76، در گفت و شنودی صمیمانه با جمعی از نوجوانان و جوانان، به ذكر خاطره‌ای از روز ورود امام خمینی به میهن در دوازدهم بهمن 57 پرداختند كه بخش‌هایی از متن و صوت آن در آستانه سی و دومین بهار انقلاب توسط پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب منتشر می‌شود:

یكى از خاطرات خيلى جالب من، آن شب اوّلى است كه امام وارد تهران شدند؛ يعنى روز دوازدهم بهمن - شب سيزدهم - شايد اطّلاع داشته باشيد و لابد شنيده‌ايد كه امام، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى كردند، بعد با هلى‌كوپتر بلند شدند و رفتند.

تا چند ساعت كسى خبر نداشت كه امام كجا هستند! علّت هم اين بود كه هلى‌كوپتر، امام را در جايى كه خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مى‌خواسشت جايى بنشيند كه جمعيت باشد، مردم مى‌ريختند و اصلاً اجازه نمى‌دادند كه امام، يك جا بروند و استراحت كنند. مى‌خواستند دور امام را بگيرند.

هلى‌كوپتر در نقطه‌اى در غرب تهران رفت و نشست، بعد اتومبيلى امام را سوار كرد. همين آقاى «ناطق نورى» اتومبيلى داشتند، امام را سوار مى‌كنند - مرحوم حاج احمد آقا هم بود - امام مى‌گويند: مرا به خيابان ولى‌عصر ببريد؛ آن‌جا منزل يكى از خويشاوندان است. درست هم بلد نبودند؛ مى‌روند و سراغ به سراغ، آدرس مى‌گيرند، بالاخره پيدا مى‌كنند - منزل يكى از خويشاوندان امام - بى‌خبر، امام وارد منزل آنها مى‌شوند!

امام هنوز نماز هم نخوانده بودند - عصر بود - از صبح كه ايشان آمدند - ساعت حدود نه و خرده‌اى - و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندكى استراحت كرده بودند! آن‌جا مى‌روند كه نمازى بخوانند و استراحتى بكنند. ديگر تماس با كسى نمى‌گيرند؛ يعنى آن‌جا كه مى‌روند، با كسى تماس نمى‌گيرند. حالا كسانى كه در اين ستادهاى عملياتى نشسته بودند - ماها بوديم كه نشسته بوديم - چقدر نگران مى‌شوند! اين ديگر بماند. چند ساعت، هيچ كس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند كه بله، امام در منزل فلانى هستند و خودشان مى‌آيند، كسى دنبالشان نرود!

من در مدرسه رفاه بودم كه مركز عملياتِ مربوط به استقبال از امام بود - همين دبستان دخترانه رفاه كه در خيابان ايران است كه شايد شما آشنا باشيد و بدانيد - آن‌جا در يك قسمت، كارهايى را كه من عهده‌دار بودم، انجام مى‌گرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما يك روزنامه روزانه منتشر مى‌كرديم. در همان روزهاى انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر كرديم. عدّه‌اى آن‌جا بوديم كه كارهاى مربوط به خودمان را انجام مى‌داديم.

آخر شب - حدود ساعت نه‌ونيم، يا ده بود - همه خسته و كوفته، روز سختى را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقى كه كار مى‌كردم، نشسته بودم و مشغول كارى بودم؛ ناگهان ديدم مثل اين كه صدايى از داخل حياط مى‌آيد - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، يك حياط كوچك دارد كه محلِّ رفت و آمد نيست؛ البته آن هم به كوچه در دارد، ليكن محلِّ رفت و آمد نيست - ديدم از آن حياط، صداى گفتگويى مى‌آيد؛ مثل اين‌كه كسى آمد، كسى رفت. پا شدم ببينم چه خبر است. يك وقت ديدم امام از كوچه، تك و تنها به طرف ساختمان مى‌آيند! براى من خيلى جالب و هيجان‌انگيز بود كه بعد از سالها ايشان را مى‌بينم - پانزده سال بود، از وقتى كه ايشان را تبعيد كرده بودند، ما ديگر ايشان را نديده بوديم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهاى متعدّد - شايد حدود بيست، سى نفر آدم، آن‌جا بودند - همه جمع شدند. ايشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ايشان ريختند و دست ايشان را بوسيدند. بعضيها گفتند كه امام را اذيّت نكنيد، ايشان خسته‌اند.

براى ايشان در طبقه بالا اتاقى معيّن شده بود - كه به نظرم تا همين سالها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشته‌اند و ايام دوازده بهمن، گرامى مى‌دارند - به نحوى طرف پله‌ها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزديك پاگرد پله كه رسيدند، برگشتند طرف ما كه پاى پله‌ها ايستاده بوديم و مشتاقانه به ايشان نگاه مى‌كرديم. روى پله‌ها نشستند؛ معلوم شد كه خود ايشان هم دلشان نمى‌آيد كه اين بيست، سى نفر آدم را رها كنند و بروند استراحت كنند! روى پله‌ها به قدر شايد پنج دقيقه نشستند و صحبت كردند. حالا دقيقاً يادم نيست چه گفتند. به‌هرحال، «خسته نباشيد» گفتند و اميد به آينده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت كردند.

البته فرداى آن روز كه روز سيزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوىِ شماره دو منتقل شدند كه برِ خيابان ايران است - نه مدرسه علوى شماره يك كه همسايه رفاه است - و ديگر رفت و آمدها و كارها، همه آن‌جا بود. اين خاطره به يادم مانده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 11:42  توسط سرباز امام  | 

رونمایی از فرش قرآنی نفیس تبریز توسط رهبر انقلاب

در اين اثر هنری بسيار ارزنده، تمام 30 جزء قرآن در 76 ورق به صورت دورو با 62 ميليون گره، بافته شده است. هنرمندان تبريزی 6 سال زير نظر دانشكده فرش دانشگاه هنرهای اسلامی تبريز وقت صرف كردند تا چنين اثر هنری ماندگاری را خلق كنند. حضرت آيت‌الله خامنه‌ای‌ اين فرش قرآنی نفيس را افتخاری ماندگار و يادگاری بسيار عظيم برای نظام جمهوری اسلامی دانستند.

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 11:38  توسط سرباز امام  | 

وصیت نامه امام خامنه ای

وصیت نامه امام خامنه ای
روزنامه کیهان وصیتنامه رهبر معظم انقلاب در سال 1342 را به نقل از دفتر نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای منتشر کرده است.

متن این وصیت نامه زیبا، صمیمی و خواندنی به شرح زیر است:

ازآنجا که ما در شرایط بحرانی و غیرعادی به سر می بردیم و هر لحظه ممکن بود خطری برای ما پیش بیاید، فردای آن روز نشستم و وصیت نامه خود را نوشتم. تا چند هفته پیش، از این وصیت نامه خبری نداشتم، لیکن آقاسیدجعفر آن را برایم آوردند و گفتند که پسرشان در لابلای کاغذهای قدیمی پیدا کرده است. این اصل وصیت نامه است که در بالای آن نوشته ام:

«وصیت نامه سیدعلی خامنه ای مرقومه لیله یکشنبه 27شوال 1382» (فروردین 1342 شمسی) یعنی فردا شب حادثه مدرسه فیضیه نوشته ام. متن وصیت نامه این است:

بسم الله الرحمن الرحیم
«عبدالله علی بن جوادالحسینی الخامنه ای غفرالله لهما یشهد ان لااله الاالله وحده لا شریک له و ان محمداً صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و خاتم الانبیاء و ان ابن عمه علی بن ابیطالب علیه السلام وصیه سیدالاوصیاء و ان الاحد عشر من اولاده المعصومین صلوت الله علیهم الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمدو علی و الحسن و الحجه اوصیائه و خلفائه و امناءالله علی خلقه و ان الموت حق و المعاد حق و الصراط حق و الجنه و النار حق و ان کل ما جاء به النبی صلی الله علیه و آله حق. اللهم هذا ایمانی و هو ودیعتی عندک اسئلک ان تردها الی و تلقیها ایای یوم حاجتی الیها بفضلک و کرمک.

مهم ترین وصیت من آن است که دوستان و عزیزان و سروران من، کسانی که بهترین ساعات زندگی من با آنان و یاد آنان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل کنند و این وظیفه را به عهده بگیرند که مرا از زیر بار حقوق الناس رها و آزاد نمایند. ممکن است خود من نتوانم از همه کسانی که ذکر سوءشان بر زبانم رفته و یا بدگوئیشان را از کسی شنیده ام، حلیت بطلبم. این کار مهم و ضروری را باید دوستان و رفقای من برای من انجام دهند.

دارایی مالی من در کم هیچ است، ولی کفاف قرض های مرا می دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا نمایند،... پنج شش سال نماز هر چه زودتر ادا و مرا از رنج این دین الهی راحت کنند (البته یقیناً آن قدر مقروض نبودم، ولی احتیاط کردم. (مبلغی به عنوان رد مظالم بابت قروض جزئی از یاد رفته به فقرا بدهند.

از همه اعلام و مراجع و طلاب و دوست و آشناها و اقوام و منسوبین من استحلال شود. (چون آن روزها نق و نوق علیه آقایان در جلسات زیاد بود که چرا فلانی اقدام نکرده، فلانی چرا این حرف را زده و این مطلب را گفته است، لذا خواستم از آقایان اعلام و مراجع حلیت طلب کنند.)

و گمان می کنم بهترین راه این کار آن است که عین وصیت نامه مرا در مجلسی عمومی که آشنایان من باشند، قرائت کنند. پدر و مادرم که در مرگ من از همه بیشتر عزادار هستند، به مفاد حدیث شریف اذا بکیت علی شیء فابک علی الحسین، به یاد مصائب اجدادمان از من فراموش نخواهند کرد ان شاءالله تعالی.

گویا دیگر کاری ندارم. اللهم اجعل الموت اول راحتی و آخر مصیبتی و اغفرلی و ارحمنی بمحمد و آله الاطهار.
العبد علی الحسینی الخامنه ای

(حالا صورت قرض هایم را که در صفحه جداگانه ای نوشته ام برایتان می خوانم):
حدود 100تومان، مقدس زاده بزاز (مشهد)
کمتر از 30تومان، خیاط گنگ (مشهد) 2یا 3تومان، عرب خیاط(قم)
مطابق دفتر دین، آقا شیخ حسن بقال کوچه حجتیه (قم) چون مرتب با او سر و کار داشتیم و نمی دانستیم چقدر به او بدهکاریم (گویا چند تومانی
آقای شیخ حسن صانعی (قم) 32تومان تقریباً
حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی (قم) (بیشترین پولی را که من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتاً خوب بود، از او قرض می کردیم.)
مطابق دفتر دین، آقای مروارید کتاب فروش (قم)
مطابق دفتر دین، آقای مصطفوی کتاب فروش (قم)
10 تومان آقای علی حجتی کرمانی
شاید 5تومان، محمد آقانانوا نزدیک منزل (مشهد)
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 12:4  توسط سرباز امام  | 

خاطرات محافظان امام خامنه ای

بوسه آقا بر صورت محافظش

محمدصالح مفتاح در جدیدترین مطلب وبلاگ "آذرباد" نوشت: پنجشنبه شب خانه یکی از دوستان قمی با یکی از محافظان آقا هم‌کلام شدیم. خاطرات شیرینی داشت. می‌گفت:
* پیرمردی روز استقبال از رهبری در میدان آستانه دیدم که جلوی جمعیت تحت فشار در حال له شدن بود. از میان جمعیت نجاتش دادم و او را جلوی جایگاه رساندم. بعد از چند دقیقه دیدم که می‌خواهد یواشکی از کنار جایگاه جلو برود. جلویش را گرفتم. دستش را بالا برد تا توی گوشم بزند. صورتم را بردم جلو گفتم بزن، اما اجازه نمی‌دهم بروی! توی دلم می‌گفتم نکند واقعاً بزند! پیرمرد خنده‌اش گرفت. سر جایش نشست. آقا بهمان گفته بود اگر به شما توهین کردند و کتک‌تان هم زدند چیزی نگوئید…


* مردی در میان صحبت آقا در حسینیه امام خمینی سر وصدا کرده بود. با اشاره رهبری او را به حیاط پشت برده بودیم. سخنرانی آقا که تمام شد، و از حسینیه بیرون آمد، مرد به سمت آقا پرید. یکی از محافظان او را گرفت. مرد هم سیلی محکمی به گوش محافظ آقا زد. آقا رفتند جلو و محافظ را در آغوش گرفتند و صورتش را بوسیدند. بعد رو به مرد کردند که حالا حرفت را بگو…

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت 12:3  توسط سرباز امام  |